محمد مهريار
77
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
آجگرد به « ز » و « جيم » تبديل شده است و معلوم مىشود كه « شن ، ژن ، زن و جن » همه از يك ريشه و يك ماده و همه بهمعنى زندگانى است . اتفاقا كلمهء زن ( جنس مؤنث ) هم در لهجههاى مختلف و از جمله جرقويهاى و رودشتى به همين صورت « زن و ژن و جن » به كار مىرود و معنى واژه از اينجا واضح مىشود : « آب زندگى يا آبى كه براى زيستن كافى باشد . » و اگر به صورت كهن اين واژه را تلفظ كنيم « اپ + ى + ژن « Apa - ya - jan و ما در لهجهء امروز آن را « اب + ى + آ + زن » و يا ابيزن تلفظ مىكنيم . با شگفتى بسيار ديده مىشود كه برخى از عربپسندان اين واژه را بهصورت ابيضن ( با ضاد معجمه عربى ) از مادهء سفيد مىنويسند و اين نهايت خلط و غلط است . تا سخن خود را به پايان نبردهايم بگوييم كه شبيه اين واژه در نامگذارى ديهها در استان خراسان نام ديهى را آوردهاند به نام ابيز كه 1231 نفر جمعيت دارد و از اين ديه بزرگتر است ، ولى در معناى نام همانند . « 1 » نويسنده غافل نيست كه صورت « شن و خن » ( تبديل شدهء شن ) در برخى واژهها مثل « گلشن » و « گلخن » « 2 » بهمعنى محل و جاست و گلشن يعنى جاى گل ، ولى در اين مورد وجهى را كه گذشت برتر شمرد . ابيانه Aby ne ( h ) ابيانه ديه معتبر و بزرگى است كه آن را در عداد ديههاى دهستان برزرود نطنز گرفتهاند و جمعيت آن برحسب سرشمارى سال 1350 برابر 2181 نفر قلمداد شده است . « 3 » در سنوات اخير اين ديه ، بهعلت اينكه مردم آن به گويش خاصى سخن مىگويند و به آداب و سنن زندگانى كهن خويش و از جمله تنپوش و خانهسازى و معمارى خاص خود دلبستگى دارند ، به اضافهء ديگر مجموعهء احوال مردم ، اين ديه جالب توجه شده و بر سر زبانها افتاده است .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 269 م . آ . ا . ص 47 . با توجه به اينكه در كتاب فرهنگ . آ . م . م . نام اين ده نيامده است . ( 2 ) - گلخن معادل « گل + خن » به معنى تون حمام ، گل در اينجا از اصل پهلوى « گر » به معنى آتش آمده است . ( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 92 . بايد توجه داشت كه آمار ابيانه در تابستان و زمستان متفاوت است ، ولى به هر صورت در سرشمارى سال 1375 جمعيت مقيم آن به 144 خانوار و 283 نفر كاهش يافته است .